خرید بک لینک
این شعر را جایی خوندم، بسی غمناک نسل خالی با خیالی می رود در خواب کرم شبتابی برایش می شود مهتاب

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:50

پسرک تنها

کسی که از شهر آرزوهایش دور افتاده

پیشنهاد

بهم یه پیشنهاد کاری شده

خانمم میگه یوقت نری استخاره کنی

قبول کن

ولی نمیدونم چرا به دلم نیست

مدیر یه کارخونه

حقوقشم بد نیست

ولی حوصلشو ندارم

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:50

پسرک تنها

کسی که از شهر آرزوهایش دور افتاده

منتظرم

عشق جان دل سنگ امشب منتظرم

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:50

پسرک تنها

کسی که از شهر آرزوهایش دور افتاده

خدا رحم کرد

دسته در رآکتور شکست

در ۲۰ کیلویی پرت شد

روغن ۱۷۰ درجه می‌پاشید بیرون

بخار همه جا را گرفته بود

وقتی پکید چند لحظه داشتم آنالیز میکردم ببینم زنده‌ام، سوختم، کور شدم!!!

بعد فقط می‌دویدم

خدا رحم کرد!!!

اگه تو رآکتور بایودیزل بود پودر شده بودم!!!

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:50

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مرداد 1403 ساعت: 14:32

سلاااام

بعد چند روز این در و اون در زدن یوزر و پسورد و ایمیلی که باهاش وبلاگ ساختم پیدا کردم

عشقجان ازت ممنونم که منو به روزهای خوب برگردوندی

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 12:36

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 12:36

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 12:36

گریزاز هم گریختیمو آن نازنین پیاله دلخواه را دریغبر خاک ریختیمجان من و تو تشنه پیوند مهر بوددردا که جان تشنه خود را گداختیمبس دردناک بود جدایی میان مااز هم جدا شدیم و بدین درد ساختیمدیدار ما که آن همه شوق و امید داشتاینک نگاه کن که سراسر ملال گشتو آن عشق نازنین که میان من و تو بوددردا که چون جوانی ما پایمال گشتبا آن همه نیاز که من داشتم به توپرهیز عاشقانه منناگزیر بودمن بارها به سوی تو بازآمدم ولیهر بار دیر بوداینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیبهر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویشسرگذشته در کشاکش طوفان روزگارگم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویشسایه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 23:59

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 23:59

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 14:41

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1402 ساعت: 13:34

لعنتی نشستم یه دور تمام وبلاگتو خوندم

یهو همه غمهای عالم اومد رو دلم

نتونستم تحمل کنم

گوشی را برداشتم و شمارتو گرفتم

ولی....

بی هیچ نتیجه ای

خدارا شکر که خوبی

ولی قرار بود بهم زنگ بزنی و خبر سلامتیتو بدی

ولی دلم برا شنیدن صدات یه ذره شده

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 11:43

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 11:43

دارم مثل یه سنگ سرد و بیروح میشم

عشقجان احساس مزاحمت میکنم وقتی بهت پیام میدم

اگه یه روز اومدی اینجا و دیدی این آدرس دیگه نیست حلالم کن

شبتبخیر

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:34

صفحه بندی