
امروز توی خیابون یه ماشین دیدم پشتش نوشته بود "پسرک تنها" یاد خودم افتادم و زمانی که این وبلاگ را ساختم هنوز هم همون "پسرک تنها"م امروز داشتم در مورد خرده عادت ها میخوندم بیشتر خواهم نوشت ...
ادامه مطلب
امروز یکی از دوستان یه آگهی استخدام برام فرستاد با اینکه هیچ علاقه ای برای اون کار نداشتم همینجوری برای تفریح زنگ زدم به دفترشون حین صحبت کردن با اون خانم منشی از خودم متنفر شدم تنفر از این که بخوام برای کسی کار کنم و یا حتی بهش فکر کنم ...
ادامه مطلب
با اینکه نمیدانم چند سال است ندیدمت ولی وقتی میخواهی سفر بروی دلم برایت تنگ میشود...
ادامه مطلب
من هیچ وقت زندگی آرومی نداشتم وقتی یه روز یه کم همه چی آرومه ترس تمام وجودمومیگیرههچون میدونم آرامش قبل از طوفانه ...........آرامشم تویی تو هم که نیسی..........
ادامه مطلب
ماه کامل و ...شب هایی که ماه کامل است حالم جور دیگریست از وقتی که یادم هست همینجور بودم بعضی وقت ها که میدیدم حالم خراب است یک دفعه متوجه ماه میشدم سه شب تقریبا همین حال را داشتم شب ها 13، 14 و 15ام هر ماه حس خوبی بود... بدون دلیل مینشستم توی حیاط یا روی پشت بام، بعضی شب ها هم میرفتم کوه مثل مجانین ...
ادامه مطلب
وقتی صبح تا شب کار میکنی این طرف میدوی، آن طرف میدویزنگ پشت زنگ ترافیک و شلوغی ساعت 12 شب است تو هنوز داری کار میکنی میخواهی خستگی در کنی کمی مینشینی اینجا تازه آغاز دلتنگیست هیچ قندی تلخی دوری تو را شیرین نمیکنم ...
ادامه مطلب
آب را که از ماهی بگیری هوا را که از انسان بگیری میمیرد من نه آب میخواهم، نه هوا تو را که از من بگیری خواهم مرد...
ادامه مطلب
تو را كه شانه ات آرامگاهِ من بودهخودم به دستِ خودم سهمِ ديگرى كردم...
ادامه مطلب
دلتنگ شده ام!نمیدانم برای تو یا برای دیروزهایی که با تو سر کرده ام......
ادامه مطلب
دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!!سریع بعدش چنتا بادوم شیرین میخوری تا تلخیش از بین بره !تو دیگه لذتی از بادوم های شیرین نمیبری !فقط میخوای اون تلخی رو فراموش کنی !وقتی هم که اون تلخی تموم شد...دیگه میترسی بادوم بخوری !که نکنه دوباره تلخ باشه !!!عشق مثل اون بادوم تلخه !بعدش با آدمای زیادی آشنا میشی !!!!ولی فقط برای فراموش کردن اون !بعدش هم دیگه میترسی عاشق شی !در اصل آدما فقط یه بار عاشق میشن !از اون به بعدش یا واسه فراموشیهیا از اجبارِ تنهایی !!!!حسین پناهی...
ادامه مطلب