
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
امروز یکی از دوستان یه آگهی استخدام برام فرستاد با اینکه هیچ علاقه ای برای اون کار نداشتم همینجوری برای تفریح زنگ زدم به دفترشون حین صحبت کردن با اون خانم منشی از خودم متنفر شدم تنفر از این که بخوام برای کسی کار کنم و یا حتی بهش فکر کنم ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر......
ادامه مطلب
تمام خاطرات من از تو خلاصه میشود یک شیشه عطر خالی پیراهن مشکی چند جلد کتاب دو چشم خیس دلتنگی مدام و آغوشی که حسرتش به دل ماند... و بوسه ای که هیچ وقت به دنیا نیامد...
ادامه مطلب
آن صبح شنبه ای که تو نباشی از هزار عصر جمعه دلگیرتر است از تراوشات ذهن خودم برای ......
ادامه مطلب
هر چی آرزوی خوبه مال تو هرچی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبهای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی آشنا شدن تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودم همه ی قصه همین بود می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها...
ادامه مطلب
واژه هـــایم رنـــگ بــاران دارد…وقتـــی از او مــی نویســم،قلبــــم خیـــس دلتنـــگی اســــت…وچشمــــانم طـــوفــــانی؛چـــه زود بــا هــم بــودنمـــان خـــاطــره شد…وکـــاش خـــاطـــره هــامـــان بــی رنــگ نشــونـــد…...
ادامه مطلب