
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
امروز یکی از دوستان یه آگهی استخدام برام فرستاد با اینکه هیچ علاقه ای برای اون کار نداشتم همینجوری برای تفریح زنگ زدم به دفترشون حین صحبت کردن با اون خانم منشی از خودم متنفر شدم تنفر از این که بخوام برای کسی کار کنم و یا حتی بهش فکر کنم ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر......
ادامه مطلب
من انگار معتاد شده ام معتاد اسم تو معتاد یاد تو وقتی که دیر میشو یادت تمام روحم درد میکند خماری یاد تو شیرین است ...
ادامه مطلب
آن صبح شنبه ای که تو نباشی از هزار عصر جمعه دلگیرتر است از تراوشات ذهن خودم برای ......
ادامه مطلب
هر چی آرزوی خوبه مال تو هرچی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبهای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی آشنا شدن تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودم همه ی قصه همین بود می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها...
ادامه مطلب