
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
عشق جان...امروز سر کار بودم، تنهاییهوای بارونیوقتی تنهام حجم نبودنت خیلی زیادهاز صبح دارم بهت فکر میکنم، بدون توقفکاشکی دلت برام تنگ میشد و یهویی زنگ میزدی بهم بخوانید...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... بخوانید...
ادامه مطلب
دل است دیگربعضی وقت ها می گیردبرای تو تنگ میشودهر چند تو می آیی و میگویی چقدر غر میزنی...دل است دیگردست خودش نیستهوای آنکه را دوستش دارد می کند بخوانید...
ادامه مطلب
خیلی وقت بود میخواستم داستان پستچی نوشته چیستا یثربی رو بخونم ولی وقت نمیشدبالاخره خوندم چقدر گریه کردم چقدر داستانش به قصه من و تو نزدیکه من هم پستچی توام؟ کاشکی تو مثه چیستا جرات داشتی بگی عاشقتم کاشکی من مثه علی میتونستم... چقدر گریه کردم برای زنی که عشقش را دو دستی تقدیم دیگری میکند برای تو......
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر... ...
ادامه مطلب
من منم خب کی یکی دیگس که شما شمایی؟احتمالا شما خواننده گرامی جمله بالا را خواهی گفت وقتی کار میکنم، کار میکنم تا غش کنم وقتی میخوابم، میخوابم تا بپکم خب چیه؟ نخند!!! خواننده گرامی با شما هستم یکی یه جمعه پیدا کنه یه کم بخوابیم من منم دوباره گفت!!!!!!!!!! یه چیز دیگه بگو......... چی بگم؟ بگم خوابم م...
ادامه مطلب
چند شب بود کنار پنجره میخوابیدم تا ماه پیدا باشه وقتی به ماه نگاه میکنم بی اختیار یاد تو می افتمدلم خوشه که تو هم داری به ماه نگاه میکنی و هر نگاهمون تو یه نقطه به هم میرسه دیشب اینقدر هوا غبار آلود بود که نتونستم ماهو ببینم دلم برات تنگ شد امشب هم هوا ابریه و آسمونم داره گریه میکنه مثه من ...
ادامه مطلب
دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاستگاه می خندد و گاه می گریداما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر......
ادامه مطلب
تصور آغوش تو ...سال هاست که یکی از چشم هایم در غم گریه میکند و دیگری در شوق شاید خنده بار باشد ولی بعد از آن مریضی سخت این اتفاق افتاد این را هیچ کس نمیداند امروز خودم را در آغوش تو تصور کردم بی اختیار دیدم اشک از چشم شوقم جاری شد ...
ادامه مطلب
هر شب که میخواهم بخوابم دلم برای "شب بخیر" گفتن هایت تنگ میشودعجب شب هایی بود شاید تا 4 صبح گاهی گوشی توی دستم بود و خوابم میبرد هنوز هم وقتی از خیابان هایی که با تو عبور کردم رد میشوم بی اختیار بغض گلویم را میگیرد آنجا که از هم جدا شدیم، بغضم میشکند چقدر دلم میخواست میگفتی: بمان ...
ادامه مطلب
هر چی آرزوی خوبه مال تو هرچی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبهای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاست مگه نه اول دو راهی آشنا شدن تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودم همه ی قصه همین بود می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها...
ادامه مطلب